ابو طالب حسينى تربتى
48
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و چون آب و هواي آن ملك را بمزاج خود موافق نديدم برخاسته به كرمسير آمدم و در آن ولايت دو ماه اقامت نمودم تا آنكه زخمهاي من به شد كنكاش ششم كه در وقت خروج خود كردم اين بود كه چون كرمسير مسخر من كرديد و زخمهاي من به شد كنكاش درين ديدم كه رفته در كوهستان سرحد بلخ اقامت نمايم و جمعيت كرده بتسخير ملك ماور النهر متوجه شوم و چون برين كنكاش عزيمت بستم سوار شدم و همكى چهل سوار با من بودند اما همه اصيل و اصيلزاده و اميرزاده بودند و تنكري تعالي را شكر كفتم كه در چنين پريشاني همچنين مردم بيزر و بيتوشه آمده همراهي و اطاعت مرا قبول كردهاند و با خود كفتم الله تعالى را به من كار بسيار است كه اين نوع مردم همسر مرا به من مطيع ساخته و بجانب كوهستان بلخ نهضت نمودم و در اثناي راه صديق برلاس از اولاد يلدرين قراچار نويان كه بطلب من سر كردان ميكشت با پانزده سوار آمده به من ملحق شد و من آمدن ويرا شكون ( * ) كرفتم